خرید بک لینک
ما امروز جاتون خالی رفتیم روستا از اونجایی که ما امروز تدریس داشتیم اونم درس شیرین تاریخ هیچی دیگه تا سه صبح براشون مطلب آماده میکردم الان میگین اوه چه خبره مگه میخوای چکار کنی قابل توجه شما عرض کنم که بچه های روستا چند پایه هستن و شما چند چایه رو توی یه کلاس تدریس میکنی به همین خاطر باید برای پایه

برچسب: نویسنده: بهنام مرادیان تاريخ: شنبه 24 تير 1396 ساعت: 15:35

گاهی وقتا با یه حرف انقدر حالت بد نمیشه

که با یه رفتار میخوای خودت و دنیا تو نابود کنی ........

امیدوارم رفتارها ناخواسته باشه و از روی عمد نباشه

ولی تو دل آدما لونه میکنه میره اون کنج میشینه

خیییییییییلی حال شو بد میکنه

دلم نمیخواد بهش فکر کنم :(

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 18:55 توسط رهگذر |

برچسب: نویسنده: بهنام مرادیان تاريخ: شنبه 24 تير 1396 ساعت: 15:35

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به هم شوق یک رابطه با حاشیه ها ریخت به هم گفته بودم به کسی عشق نخواهم ورزید آمدیّ و همـه ی فرضیه ها ریخت به هم! روح غمگینِ تـــو در کالبدم جا خوش کرد سرفه کردی و نظام ریه ها ریخت به هم در کنـــار تــــو قدم مــــی زدم و دور و بـــرم چشم ها پُر خون شد، قرنیه ها ریخت

برچسب: نویسنده: بهنام مرادیان تاريخ: شنبه 24 تير 1396 ساعت: 15:35

دلم میگیره وقتی ابره و بارون نداره،

یاد خودم میافتم، مثه بیشتر وقتها که بغض دارم و گریه م نمیگیره. :'-/

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 18:58 توسط رهگذر |

برچسب: نویسنده: بهنام مرادیان تاريخ: شنبه 24 تير 1396 ساعت: 15:35

ما تو بدترین روزهای تیم مون هم به بازیکنانمون نگفتیم بی غیرت !!! ولی یه تیمی هست که هواداراش یه هفته بعد از قهرمانی شون به بازیکناشون گفتند بی غیرت ................ پ ن ن: دم همه ی بازیکنای با غیرت استقلال گرم تا باشم طرفدارتم .... خسته نباشید نائب قهرمانی تون خییییییییییییییییییلی مبارک :) + نوشت

برچسب: نویسنده: بهنام مرادیان تاريخ: شنبه 24 تير 1396 ساعت: 15:35

میشه خدا رو حس کرد تو لحظههای ساده تو اضطراب عشق و گناه بیاراده بیعشق عمر آدم بیاعتقاد میره هفتاد سال عبادت یک شب به باد میره وقتی که عشق آخر تصمیمشو بگیره کاری نداره زوده یا حتی خیلی دیره ترسیده بودم از عشق، عاشق تر از همیشه هر چی محال میشد، با عشق داره میشه عاشق نباشه آدم حتی خدا غریبه

برچسب: نویسنده: بهنام مرادیان تاريخ: شنبه 24 تير 1396 ساعت: 15:35

سلام

عجب 4سال گذشت

امروز جشن فارغ التحصیلی مون بود

مام دوران دانشجویی کارشناسی مون تموم شد

ولی ناراحتم نه واسه اینکه دانشگاه تموم شد

واسه اینکه چارسال اومده روسنم .................................................

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد ۱۳۹۶ساعت 23:8 توسط رهگذر |

برچسب: نویسنده: بهنام مرادیان تاريخ: شنبه 24 تير 1396 ساعت: 15:35

یعنی این بلاگفا داغون و بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووق هست

نمیدونم چی بگم

هوش از سرم پرید چرا آخه این دیووونه س :(

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۶ساعت 18:11 توسط رهگذر |

برچسب: نویسنده: بهنام مرادیان تاريخ: شنبه 24 تير 1396 ساعت: 15:35

زندگـی ، فهم نفهمیدنهاست

آسمان،نور،خدا،عشق،سعادت،

با ماست

در نبندیم به نور!

در نبندیم به آرامش پرمهر نسیم

زندگی رسم پذیرایی از تقدیر است

وزن خوشبختی من،

وزن رضایتمندیست !

"سهراب سپهری"
پ ن ن: به یاد اون روزها

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۶ساعت 18:16 توسط رهگذر |

برچسب: نویسنده: بهنام مرادیان تاريخ: شنبه 24 تير 1396 ساعت: 15:35

سلاااااااااااااام به همگی برگشتم با قدرت تر و پر انرژی تر همه ی درس هام تموم شد امروز هم امتحان آخرم رو دادم هم دفاع از پروژه م کردم یعنییییییییییییییی انقدر خوشحالم که نگو اما یه ترس بد دارم میترسم این امتحان آخری رو بیفتم یهو دانشگاه گفت یه درس دیگه مونده داری ، دوروز دیگه امتحان شو بده 250 صفحه

برچسب: نویسنده: بهنام مرادیان تاريخ: شنبه 24 تير 1396 ساعت: 15:35

صفحه بندی